تبليغاتX
خودم
خودم
قالب وبلاگ
اگه روزی ده بار این شعر رو بخونم خسته نمیشم:

:

شب از شب های بی پایان

میان باغ های پر گل و ریحان

صدای شعر شبگردان


کجا رفتند مجنون ها

مگر فرهادها از یاد شیرین ها فراموشند؟


و این فریادها در کوچه های باغ

                              -در شب های خردادی

چه فریادی!


صدای شعر شبگردان

میان باغ های پر گل و ریحان


چه گل هایی

             - که در مرداد

                               با هر باد

ز روی شاخه های شاد می افتاد


کجا رفتند آن فرهادها

                          فریاد


ادامه مطلب
[ جمعه 1391/02/22 ] [ ] [ الهام ] [ ]

 

اگر موفق شده ای که کسی را فریب دهی ،

گمان نبر که او احمق است...

دریاب که بیش از آن که شایستگی داری به تو

اطمینان کرده است.

 

[ دوشنبه 1391/02/11 ] [ ] [ الهام ] [ ]
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید

آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی

روی خندان تو را کاشکی می دیدم

شانه بالا زدنت را بی قید

و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

و تکان دادن سر که عجیب عاقبت مرد

افسوس کاشکی می دیدم..!!!


[ دوشنبه 1391/02/04 ] [ ] [ الهام ] [ ]
امسال من خوب شروع شد، با یه سفر پر از آرامش..

الان داشتم وبلاگم رو نگاه میکردم..دیدم چقدر کم کار شدم اینجا.. تا چند ماه پیش ، هر هفته پست

میذاشتم..

اما هنوز هم اینجا رو دوست دارم..بیشتر از فیس-بوک.. اینجا خودمم..الهام..!


دوست دارم امسال هم وبلاگم رو داشته باشم..امیدوارم بتونم..




[ چهارشنبه 1391/01/16 ] [ ] [ الهام ] [ ]

دوست ندارم مثل همه از خدا بخوام که توي زندگي هيچ غمي نباشه، چرا که شاديها در کنار غمهاست که معنا

پيدا ميکنه و زيبا ميشه. تنها از خدا ميخوام قدرتِ درکِ حضورش رو توي لحظه هاي زندگي به همه ي مخلوقاتش

عطا کنه، که اون وقته که هيچ مشکلي توان شکستن ما رو نداره. سال نو پیشاپیش با ديدِ نو به زندگي و فرصتي

دوباره براي بهتر زيستن بر همه دوستان خوبم خجسته باد..


[ دوشنبه 1390/12/29 ] [ ] [ الهام ] [ ]
نگـــــــران نباش
حــــال مـــن خـــــــوب اســت
بــزرگ شـــده ام ...

دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــوم
... ... آمـوختــه ام
که این فـــاصــله ی کوتـــاه
بین لبخند و اشک نامش زندگیست

آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای نبــودنـت تنگ نشــــود

راســــــتی، دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام ...

  حــــال مـــن خـــــــوب اســت

خوب خوب........

[ دوشنبه 1390/12/15 ] [ ] [ الهام ] [ ]
پستچی پیر محله مان ، چند وقتی است که پیدایش نیست..

به گمانم یا باید پستچی را عوض کنیم یا خانه مان را..!!

تو که هر روز برایم نامه می نویسی..؟؟!!!

[ یکشنبه 1390/11/16 ] [ ] [ الهام ] [ ]
او گفت خاطرت هست به تو نگاه کردم




... آن شب به خاطر تو کلی گناه کردم




گفتم چطور زیبا چیزی شده مگر ؟ گفت




قدری شبیه اویی من اشتباه کردم

"مریم حیدرزاده"

........................................................

پ.ن1: من برگشتم...تموم شد بالاخره..! و من ترم "6می" شدم (:دی)

پ.ن2: شعرش رو دوست داشتم...کلا" من همه شعرها رو دوست دارم..!


[ پنجشنبه 1390/10/29 ] [ ] [ الهام ] [ ]
باز هم اومد این دی ماه..

و

باز هم من باید همه تفریحات رو بی خیال بشم..


.

.

.


فعلا" بای

تا

آخر امتجانها

...


[ جمعه 1390/10/09 ] [ ] [ الهام ] [ ]


خیلی خوبه که یک بار دیگه دارم زمستون رو تجربه میکنم..

البته دلم یه زمستون پر از برف میخواد که دیدن برفهاش بهم آرامش بده..

 مثل این تصویر ، مثل این شعر :


کاج بر سر زده تاجی همه الماس سپید

دانه ها روشن و نورانی و پاک

می نشیند برِ خاک ، می زداید ز دلِ پر اندوه

شیروانی ، همه زنگ غم ایام دراز

و من از دیدن برف

یاد آن یار ز کف رفته زدل می بینم

که مرا دست بدست

به همه کوچه و پس کوچه ی شهر

می کشید از پی دل خرم و مست




ادامه مطلب
[ شنبه 1390/10/03 ] [ ] [ الهام ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
امکانات وب